تبليغاتX
غافر
بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
غافر



 

بسم الله الرحمن الرحیم

پیام های حضرت مهدی (عج) به دولت مردان

   
1 ) توجیه مردم در کارهای در دست اقدام
       مسئولان باید قبل از شروع هر کاری مردم را مردم را در مورد آن کارها توجیه نمایند. همان گونه که حضرت مهدی (عج) چنین خواهد نمود.
از امام باقر (ع) نقل شده که حضرت مهدی (عج) در خطبه ای هنگام ضهورش میفرماید :
«...اذکرکم الله ایها الناس و مقامکم بین ربکم، و قد اکد المحجه و بعث الانبیائ و انزل الکتاب، یامرکم ان لا تشرکوا به شیئا و ان تحافظوا علی طاعته و طاعه رسوله (ص) و ان تحیوا ما احیا القرآن و تمیتوا ما امات، و تکونوا اعوانا علی الهدی و وزرائ علی التقوی(الملاحم و الفتن ص137،باب 30)»
«ای مردم شما را به یاد خدا میاندازم و به جایگاه شما نزد پروردگارتان یاد آوری میکنم، او بر حجت تاکید کرده و انبیائ را مبعوث نموده و قرآن را نازل کرده است. شما را دستور میدهد که به او هیچ گونه شرک نورزید و یر اطاعت او و رسولش(ص) محافظت داشته باشید، و آنچه را که قرآن احیا کرده، زنده کنید، و آنچا را از بین برده زنده نکنید و کمک کار مردم بر هدایت و تاکید کننده بر تقوا باشید»

2)زمینه سازی برای امور غیر مترقبه و غیر معمول

     دولت مردان هنگامی که قرار است امری غیر متعارف اتفاق افتد باید مردم را برای آن آماده کرده و در سطح جامعه زمینه سازی نمایند تا تحما آن برای مردم امکان پذیر باشد.
از آنجا که غیبت امام امری غیر متعارف برای شیعیان بوده است، لذا پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم علیهم السلام مددو را با روش های مختلف از قبیل اخبار از غیبت از این موضوع مطلع ساخته و آنان را نسبت به آن عادت داده اند.
     الف-اخبار از غیبت
امام حسن عسگری (ع) در حدیثی به احمد ابن اسحاق فرمودند:
«...یا احمد ابن اسحاق :مثله فی هذه الامه مثل الخضر، و مثله مثل ذی القرنین، والله لیغیبن غیبه لا ینجوا فیها من الهلکه الا نم ثبته الله عزوجل علی القول بامامه و وفقه لدعائ بتعجیل فرجه(کمال الدین،ج2،ص384،باب38)»
«...ای احمد ابن اسحاق مثل او در این امت مثل خضر و ذوالقرنین است. به خدا سوگند به طور حتم او غیبتی خواهد کرد که در آن از هلاکت نجات خواهد یافتمگر کسی که خداوند عزوجل او را بر اعتقاد به امامت او ثابت قدم نموده و به دعا برای تعجیل فرجش موفق گرداند.»
     ب-اتخاذ نظام وکالت و واگذاری مسئولیت ها به افراد
امام حسن عسگری(ع) به شیعیانش فرمود:
«... و اشهدوا علی ان عثمان ابن سعید العمری وکیلی، و ان ابنه محمد و وکیل ابنی مهدیکم (بحارالانوار،ج51،ص345،ح1)»
«...و گواهی دهید بر اینکه عثمان ابن سعید عمری وکیل من است،و همانا فرزند او محمد،وکیل فرزند من مهدی شماست.»

3)انجام پروژه های بزرگ

     مسئولان نظام اسلامی باید در حد توان خود پروژه های مهم را پی ریزی کرده و پیاده نمایند.
از پیامبر اسلام(ص) نقل شده که درباره ی حضرت مهدی(عج) مرمودند:
«...لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذالک الیوم حتی یملک رجل من اهل بیتی تجری الملاحم علی یدیه(بحارالانوار،ج51،ص83،عقدالدرر،ص62،کشف الغمه،ج2،ص472)»

4)حسابرسی سریع

     مسئولان وظیفه دارند تا به ارباب رجوع در اسرع وقت پاسخ داده و به کارهای آنها رسیدگی کنند.
از پیامبر(ص) نقل شده که درباره ی حضرت مهدی(عج) فرمودند:
«...و هو سریع الحساب(بحارالانوار،ج51،ص83،ح28)»

5)عمل به سیره ی پیامبر در حکومت داری

     مسئولان باید سعی و کوشش خود را به کار برده تا با الگو گیری از حضرت مهدی(عج)در پیروی از سیره ی رسول خدا(ص)احیا گر سیره ی آن حضرت باشند.
از پیامبر (ص) نقل شده که درباره ی حکومت حضرت مهدی (عج)فرمودند:
«...ثم تکون خلافه علی منهاج النبوه...(مسند احمد،ج4،ص273)»سپس خلافتی خواهد بود که بر روش نبوت و سیره ی نبوی است...

6)یکسان سازی حقوق

     مسئولان نظام اسلامی باید با تاسی و الگو گیری از حضرت مهدی(عج)در حد توان خود در پرداخت حقوق کارمندان و نیز در توزیع ثروت بین مردم به مساوات رفتار نمایند.
از پیامبر(ص) نقل شده که درباره ی حضرت مهدی(عج)فرمودند:
«...فیملا العرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما،یرضی عنه ساکن السماء و ساکن العرض،یقسم المال صحاحا. فقال له رجل: ما صحاحا؟ قال: بالسویه بین الناس ...(همان،ج3،ص37،کشف الغمه،ج2،ص483،بحار الانوار،ج51،ص81،باب1)»
«... زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد، اهل آسمان و ساکنان زمین از او راضی میشوند او مال را به طور صحاح تقسیم میکند.
شخصی از حضرت پرسید: مقصود از صحاح چیست؟ حضرت فرمودند: یعنی به طور مساوی بین مردم تقسیم مینماید...»
از امام علی (ع)نقل شده که امام زمان (عج) بعد از ذکر شروط بیعت با اصحابش میفرماید:
«...فاذا فعلتم ذلک...فعلی ان لا البس الا کما تلبسون و لا ارکب الا کما ترکبون و ارضی بالقلیل...(منتخب الاثر،ص154)»
«...چون چنین کنید پس بر من است که همان لباسی را که شما میپوشید بپوشم و همان مرکبی که شما سوار میشوید سوار شوم و به کم راضی گردم ...».


نوشته شده توسط مرصاد در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 4:56 بعد از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحيم

اندکی صبر، سحر نزدیک است ...

نوشته شده توسط مرصاد در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 6:33 بعد از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحیم


گرچه همچون خم می در جوشم *** خون دل میخورم و خاموشم


نوشته شده توسط مرصاد در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 0:30 قبل از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحیم


من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش  **   چون به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش


امروز میرم اعتکاف، همه هستن، خدا بخیر بگذرونه!

التماس دعا

نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 1:13 بعد از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحیم


خبر آمد خبری در راه است !

البته نه از اون خبرا !

یا علی

نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 0:1 قبل از ظهر |

ناگفته‌هايی از حادثه‌ی تلخ سوء قصد به جان رهبر معظم انقلاب اسلامی

جمعی از اعضای تيم حفاظت و اعضای تيم پزشكی حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌ای بعد از 25 سال، در محضر رهبر انقلاب به بيان خاطرات و ناگفته‌هايی از حادثه تلخ ترور در ششم تير1360 پرداختند.

در اين مراسم كه نزديك به 4 ساعت به طول انجاميد، آقايان خسروی وفا، حاجی‌باشی، جباری، جواديان، پناهی و حياتی از محافظان قديمی رهبر انقلاب، به همراه 3 نفر از تيم پزشكی ايشان ــ دكتر ميلانی، دكتر زرگر و دكتر منافی ــ به مرور خاطرات خود از ششم تير 1360 پرداختند. آنچه می‌خوانيد روايتی است كوتاه از اين نشست.
 

- اصلا اون روز مسجد يه جور ديگه بود...
- راست می‌گه! مثل هميشه نبود، هفته‌ی قبل هم كه برنامه لغو شد، اومده بوديم اما اينطوری نبود!
- توی حياط يه جايی واسه ضبط صوت‌ها درست كرده بوديم.
- نماز ظهر كه تموم شد، آقا رفتن پشت تريبون.
- سئوال‌ها هم خيلی تند و بعضا بی‌ربط بود...
- پرسيده بودن شما داماد وزير گرفتی و فلان قدر مهر دخترت كردی.
- آقا اول كمی درباره شايعات عليه شهيد مظلوم بهشتی صحبت كرد و بعد هم اشاره كرد كه من اصلا دختر ندارم!
- من ديدم يه نفر با موهای وزوزی داره با يه ضبط صوت به سمت تریبون مياد.
- نه يه نفر نبود! ضبط رو دست به دست دادن تا كسی شك نكنه!
- منم فكر كردم ضبط بچه‌های خود مسجده؛ ديگه شك نكردم چرا اين ضبط مثل بقيه توی حياط نيست!
- ولی نفر آخر، از خودشون بود!
- آره! آره! چون دقيقا ضبط رو گذاشت رو به آقا و سمت چپ؛ درست مقابل قلب ايشون!
- من همينطوری رفتم به ضبط يه سری بزنم! كمی زير و بمش را نگاه كردم و بعد ناخودآگاه جاشو عوض كردم، گذاشتم سمت راست، كنار ميكروفن، كمی با فاصله‌تر از آقا!
- يكدفعه ميكروفن شروع كرد به سوت كشيدن...
- آقا برگشتن گفتن: اين صدا را درست كنيد يا اصلا خاموش كنيد.
- منبری‌ها اين جور مواقع كمی عقب و جلو می‌شن تا بلكه صدا درست بشه!
- من روبروی آقا، كنار در شبستان وايساده بودم، آقا كمی به عقب و سمت چپ رفتند كه يكدفعه...
- يه صدای عجيبی توی شبستان پيچيد...
- اول فكر كردم، تير اندازی شده...
- سريع اسلحه‌ام رو درآوردم... تا برگشتم ديدم...

و اشك، چنان سر می‌خورد توی صورتش كه هر چه‌قدر هم لبش را بگزد؛ نمی‌تواند كنترلش كند... سرش را تكان می‌دهد و به "حاجی‌باشی" نگاه می‌كند، او هم سرش را انداخته پائين و با دست اشك‌هايش را می‌چيند. "پناهی" به دادش می‌رسد و ادامه می‌دهد:

ــ مردم اول روی زمين دراز كشيدند و بعد هم به سمت در هجوم بردند، من اسلحه‌ام را از ضامن خارج كرده بودم، تا برگشتم سمت جايگاه ديدم ــ بغضش را فرو می‌خورد ــ "آقا" از سمت چپ به پهلو افتاده اند روی زمين! داد زدم: حسين! "آقا"... تا برسم بالای سر "آقا"، "حسين جباری" تنهايی "آقا" را بلند كرده بود و به سمت در می‌رفت...

"جواديان" كه هنوز صورت گردش سرخ سرخ است، فقط سرش را به طرفين تكان می‌دهد و حتی چشم‌هايش را هم از ما می‌دزدد. "حياتی" اما ماجرا را اينگونه ادامه می‌دهد:

ــ هرطور بود راه را باز كرديم و خودم برگشتم پشت تريبون، ضبط صوت مثل يك دفتر 40برگ از وسط باز شده بود. با ماژيك قرمز هم روی جداره داخلی‌‌اش نوشته بودند: "‌اولين عيدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی!"

***
ــ به هر ترتيبی بود آقا را سوار ماشين كرديم. يك بليزر سفيد. با سرعت از بين جمعيت كنده شديم و راه افتاديم. توی راه يك لحظه آقا به هوش آمدند. نگاهی به چهره‌ی من كردند و از هوش رفتند. بعد‌ها پرسيدم آن لحظه چه چيزی احساس كردين، گفتند: "دو چيز! يكی اينكه ماشين داشت پرواز می‌كرد و ديگر اينكه سرم روی پای كسی بود..."

حاجی‌باشی يكدفعه نگاهش را از زمين می‌كند و بلندتر می‌گويد: توی ماشين همه‌اش به اين فكر بودم كه اگر اتفاقی بيافته، مردم به ما چی می‌گن؟! و دوباره باران، حرف‌هايش را خيس می‌كند.

"جواديان" ادامه می‌دهد: از جلوی يك درمانگاه گذشتيم كه گفتم: "حسين! برگرد... درمانگاه ..."

پنج نفری وارد درمانگاه شديم، همه هول برشان داشته بود، يك نفر غرق خون توی آغوش جباری، 3 نفر هم با لباس خونی و اسلحه دنبالش... اولين دكتری كه آمد و نبض آقا را گرفت، بی‌معطلی گفت: ديگه كار از كار گذشته و رفت... پرستاری جلو آمد و گفت: "ببرينش بیمارستان بهارلو؛ پل جواديه!"

به سرعت دويديم سمت ماشين. پرستار هم همراهمان شد، با يك كپسول اكسيژن كه توی ماشين نمی‌رفت و بچه‌ها روی ركاب در عقب گرفتنش تا بريم بيمارستان بهارلو...

توی مسير بی‌سيم را برداشتم و :

- حافظ هفت! مركز... مركز! موقعيت پنجاه - پنجاه... (پنجاه - پنجاه موقعيت آماده‌باش بود) بعد گفتم: مركز! حافظ هفت مجروح شده!

دوباره همه با هم ساكت شدند... انگار همين ديروز بوده، همين ديروز كه از توی ماشين اعلام می‌كنند به دكتر فياض بخش، دكتر زرگر و ... بگوئيد از مجلس خودشان را برسانند، بيمارستان بهارلو.

ماشين از در عقب بيمارستان وارد محوطه می‌شود. برانكارد می‌آورند. آقا را می‌رسانند پشت در اتاق عمل. دكتری كه از اتاق عمل بيرون می‌آيد؛ نبض را می‌گيرد و با اطمينان می‌گويد: "تمام كرده!" اما...

اما دكتر فاضل كه آن روز اتفاقی و برای مشاوره‌ی يكی از بيماران در بيمارستان بهارلو حضور داشته، خودش را به اتاق عمل می‌رساند و دستور آماده سازی اتاق عمل را می‌دهد.

***

 ديدار بعد از 25 سال

از راست آقايان دكتر باقی، دكتر ميلانی، دكتر منافی، محمود خسروی‌وفا، دكتر زرگر، جواديان، حسين جباری، مجتبی حياتی، دكتر مرندی، رضا حاجی‌باشی، پناهی، حجت‌الاسلام مطلبی
گزارش تصويری «داستان ترور»

ــ شهيد بهشتی به من خبر داد. تازه رسيده بودم منزل. پيكانم را سوار شدم و راه افتادم. به محض رسيدن، دكتر محجوبی گفت نگران نباش، خون را بند آوردم. و من آماده شدم برای جراحی.

دكتر زرگر ادامه می‌دهد: "رگ پيوندی می‌خواستيم، پای راست را شكافتيم. رگ دست راست و شبكه عصبی‌اش كاملا متلاشی شده بود. فقط توانستيم كمی جلوی خونريزی را بگيريم و كمی هم پانسمان كنيم. تصميم بر اين شد كه آقا را ببريم بيمارستان قلب."

دكتر ميلانی هم كه مثل دكتر زرگر تمام موهای سرش سفيد شده، غرق روزهای تلخ دهه 60 شده است، آرام و با تامل تعريف می‌كند:

ــ جراحت خيلی سنگين بود، سمت راست بدن پر از تركش و قطعات ضبط صوت بود، حتی يكی از تركش‌ها زير گلوی آقا جا خوش كرده بود. قسمتی از سينه ايشان كاملا سوخته بود! يكی دو تا از دنده‌ها هم شكسته بود. دست راست هم كاملا از كار افتاده بود و از شدت ضربه ورم كرده بود. استخوان‌های كتف و سينه كاملا ديده می‌شد. 37 واحد خونی و فراورده‌های خونی به آقا زده بودند كه خود اين تعداد، واكنش‌های انعقادی را مختل می‌كرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شديم پانسمان را باز كنيم و دوباره رگ‌ها را مسدود كنيم... خيلی عجيب بود، انگار هيچ چيز به اراده‌ی ما نبود...

و دكتر منافی چشم‌هايش را روی هم می‌گذارد و آن روزها را اينگونه از پشت پرچين خاطرات ماندگارش بيرون می‌ريزد: "مردم بيرون بيمارستان صف كشيده بودند برای اهدای خون. راديو هم اعلام كرده بود جراحت به قلب آقا رسيده، عده‌ای توی محوطه جلوی اورژانس ايستاده بودند و می‌گفتند می‌خواهيم "قلبمان" را بدهيم... با هلی کوپتر، آقا را رسانديم بيمارستان قلب. لوله تنفس داشتند و تا بيمارستان دو بار مونيتور وضعيت نبض، خط ممتد نشان داد... عمل جراحی 3 ساعت طول كشيد و آقا به بخش "آی سی يو" منتقل شدند. شب برای چند لحظه به هوش آمدند...كاغذ خواستند تا چيزی بنويسند... كاغذ كه داديم با دست چپ و خيلی آرام و با دقت چند كلمه را به زحمت كنار هم چيدند:

- همراهان من چطورند؟

***

چند روز بعد كه ديگر مطمئن شده بوديم، دست راست كاملا از كار افتاده است، از تلويزيون آمدند تا گزارش تهيه كنند، يك ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش بيايند، وقتی پرسيدند كه حالتان چطور است؟ اين پاسخ را گرفتند:

بشكست اگر دل من به فدای چشم مستت / سر خُمِّ می سلامت، شكند اگر سبويی

***

و حالا كه 25 سال از آن روز تلخ گذشته، شايد شيرينی عيدی گروهك فرقان بيشتر خودش را نشان می‌دهد كه به قول "خسروی وفا" هر وقت در حزب جلسه بود، آقا آخرين نفری بود كه از حزب خارج می‌شد "و فردای آن روز هفتم تير بود...

حالا شايد بهتر بشود فهميد چرا سال‌هاست ضربان قلب اين مردم می‌گويد: "دست" خدا بر سر ماست... اين دست، رنگ خدا را ديده و طعم بهشت را چشيده، سوغات يك سفر غيبی به آن سوی ابرهاست كه پيش رهبر مانده تا به قول دكتر ميلانی: "با دست موعود بيعت كند..."

***

صدای اذان يعنی شوق پرواز در آسمان آبی نماز. خودمان را به نمازخانه می‌رسانيم، اين گروه آشنای قديمی، صف اول و دوم نماز می‌ايستند... رهبر كه می‌آيد مثل پروانه‌های حرم رضوی كه در بهار گرد زائر حضرتش بی‌قراری می‌كنند، دور آقا حلقه می‌زنند. دكتر ميلانی زودتر از باقی خودش را به آقا می‌رساند و همينطور كه با چشم خيس به دست آقا خيره شده، دست رهبر را می‌بوسد و غرق آن نگاه پدرانه می‌شود... و چه خنده‌ی شيرينی بر لب‌های رهبر نقش بسته، خيلی وقت بود اين جمع سال‌های جوانی را يكجا نديده بود... چه غافلگيری لذت بخشی.

نوشته شده توسط مرصاد در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 1:43 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم
------------------------------
ليلة الرغائب چگونه شبي است؟

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتي است كه اعمال بسياري براي آن ذكر شده است. پيامبراكرم صلوات الله عليه فرمود: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، مستوجب خشنودي خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته مي شود. اعمال ماه هاي رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح براي شركت در ميهماني ماه مبارك رمضان مي باشد. براي درك عظمت ماه رمضان بايد از قبل خود را آماده نمائيم.

پيامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شدما بين نماز مغرب و عشاءدوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و درهر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد،هفتاد بار ذكر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبراكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
اميد آن است كه در پايان اين نماز با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و ما را نيز از دعاي خير خود محروم ننماييد.

-------------
التماس دعا

نوشته شده توسط مرصاد در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 11:52 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

-----------------------------

اعمال ماه مبارک رجب


فضيلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روايات بسياری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام روایت است كه: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم يك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر. هر كس يك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بياشامد.

از حضرت صادق عليه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مى‏شود پس بسيار بگوئيد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

و ابن بابويه به سند معتبر از سالم روايت كرده است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق عليه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آيا در اين ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غير خدا كسى نمى‏داند به درستى كه اين ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى ديگر فضيلت داده و حرمت آن را عظيم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانيده است.

پس گفتم يابن رسول الله اگر در باقيمانده اين ماه روزه بدارم آيا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كه يك روز از آخر اين ماه را روزه بدارد خدا او را ايمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كه دو روز از آخر اين ماه روزه دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر كه سه روز از آخر اين ماه را روزه دارد ايمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بيزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه از براى روزه ماه رجب فضيلت بسيار وارد شده است و روايت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دريابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِيلِ سُبْحَانَ مَنْ لا يَنْبَغِى التَّسْبِيحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .


ادامه در ادامه مطلب


 



التماس دعا

منبع:

مفاتیح الجنان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 11:50 قبل از ظهر |

رجب و درهای گشوده آسمان

 آنچه در رجب المرجب بوقوع پیوسته است

ماه رجب

 امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند،‌ رجب نام رودی است در بهشت که آب آن از شیر سفید‌تر است و از عسل شیرین تر و چون بنده‌ای در این ماه روزه بگیرد خداوند از آن نهر بدو می‌نوشاند.

در حکایت دیگری آن امام همام می‌فرماید: رجب ماه عظیمی است که خدای بزرگ در آن ماه حسنات را دو چندان می‌فرماید و گناهان را از بین می‌برد، پس هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد به اندازه راه یکسال از جهنم دور می‌گردد و چنانچه سه روز روزه گیرد بهشت بر او واجب خواهد گشت.

پیامبر اکرم می‌فرمایند ماه رجب شهر الله الاصم است؛  بدین سبب نام او را اصم نهاده‌‌اند که هیچ ماهی به پایه او در عظمت نمی‌رسد و در بلندای مرتبه استوار است.

جاهلان جاهلیت نیز بر رجب حرمت می‌نهادند و اسلام حرمت آن را افزون نمود، آن گرامی می‌فرمود: رجب ماه خداست شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است، پس هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می‌گردد و مستحق رضوان الهی خواهد شد.

روزه ماه رجب؛  عضب الهی را خاموش سازد و خداوند دری از درهای جهنم را به آن کس که که در ماه رجب روزه بگیرد خواهد بست و اگر کسی به اندازه تمام دنیا طلا انفاق نماید، برتر از یک روز روزه آن نخواهد بود و هر گاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود.

 

معنای رجب

راستی رجب المرجب یعنی چه ؟ از آن رو به این ماه رجب می‌گویند که به تنهایی مقام بلند و با عظمتی دارد و از آن سو بدان مرجب می‌گویند که علاوه بر این که خود  ماه با عظمتی است و اصالتاً دارای عظمت رتبه است؛ چون عظمت او با ایام الهی دیگری که در این ماه مبارک حادث گردیده در آمیخته "مرجب"  نیز نام گرفته است.

 

لیلة الرغائب چه شبی است؟

لیلة الرغائب از بوستان های بزرگ رجب المرجب است، رغائب جمع رغیبه است یعنی بخششی بزرگ و شب رغائب، یعنی شب بخشش‌های بزرگ و آن اولین شب جمعه هر ماه رجب است، پیامبر گرامی فرمودند؛ از آن شب غافل نشوید که فرشتگان آن را لیلة الرغائب نامیده‌اند! چرا که چون پاسی از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای نیست مگر این که در کنار کعبه مشرفه آید و آنگاه خدای بزرگ نظر رحمت بر آنان اندازد و بفرماید: ای فرشتگانم هر چه خواهید به شما عطا نمایم، فرشتگان در پاسخ گویند بارالها از تو می‌‌خواهیم روزه‌داران این ماه را ببخشایی، خدای بزرگ در پاسخ فرماید: بخشیدم.

لیلة الرغائب از بوستان های بزرگ رجب المرجب است، رغائب جمع رغیبه است یعنی بخششی بزرگ و شب رغائب، یعنی شب بخشش‌های بزرگ و آن اولین شب جمعه هر ماه رجب است، پیامبر گرامی فرمودند؛ از آن شب غافل نشوید که فرشتگان آن را لیلة الرغائب نامیده‌اند!

بزرگی و عظمت ماه رجب

رجب ماهی است که اگر هیچ اتفاقی در آن نمی‌افتاد؛ نیز ویژگی خود را از دست نمی‌داد اما ...

بقیه در ادامه مطلب


منبع : تبیان



ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 3:14 بعد از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

دلم خیلی برات تنگ شده بود غافر!

مدتهاست که فرصت سر زدن به تو و انجام وظیفه رو نداشتم؛

میدونم منو میبخشی چون کم و بیش از احوالاتم با خبر هستی و میدونی چه قدر سرم شلوغه، راستش از خدا که پنهون نیست از تو هم نباشه هم خیال من راحته هم تو، باهات غریبه شده بودم، ازت ناراحت بودم، شایدم از خودم، خیلی وقتها فرصت شد اما بد عهدی کردم و نیومدم سراغت، خلاصه اینکه خودت بهتر میدونی که چه کار کردی، بگذریم...

تو این مدت که پیشت نبودم خیلی اتفاقا افتاد خیلی ها خیر، خیلی ها هم انشاالله خیر !

از خیرها که خیلی ها خوشحال شدند و ما هم شریک؛ اما به پای انشاالله خیری ها، سوختیم و سوختیم و سوختیم ...

و این داستان همچنان ادامه دارد،

البته اگر بخواهم نامش را داستان بگذارم در حقش جفا کردم پس سکوت میکنم و مینگرم...

مینگرم و در زبانه های آتشش گرم میشوم، شعله میگیرم، میسوزم ... و از خاکسترم این تراژدی رقم میخورد

براستی از پس هر اتفاقی این چنین تراژدیه ملالت آوریست یا اینکه همه ی اینها، از بخت و اقبال نیک من سرچشمه گرفته است ؟

نمیدانم، نمیدانم.

نه قلمم به نوشتن میرفت و نه زبانم به سخن، عاقبت این تنها چشم هایم بودند که باریدن گرفتند و بغض کهنه گلویم را گشودند، و در پی آن هم زبانم به سخن روانه گشت و هم قلمم به نوشتن ...

کاش همه چیز و همه کس به آرامی چشمانم بودند، میباریدند و از پس اشکهایشان درهای بسته باز میشدند و قفل های خاک خورده ی قدیمی، شکسته؛ و در پی آن تقدیری دیگر رقم میخورد و سرانجام این تراژدی متفاوت میشد و...

کاش، کاش پایان خوشی داشت...


نوشته شده توسط مرصاد در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 1:42 قبل از ظهر |