X
تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
غافر - علامه سید جعفر شهیدی
بسم الله الرحمن الرحیم


علامه سید جعفر شهیدی

مروری بر زندگی و آثار سید جعفر شهیدی

دکتر شهیدی

برگهایی از حیات وی

سید جعفر شهیدی در سال 1297هجری شمسی در شهر بروجرد به دیده به جهان گشود.

تحصیل مقدماتی اش را  در زادگاه خویش، بروجرد آغاز کرد. آنگاه به تهران روی آورد و تحصیلات تکمیلی خود را در این دیار از سر گرفت.

سید جعفر، پیشتر با نام "سجادی" شناخته می شد. پس از مدتی نام "شهیدی "را برای خود بر گزید و با این نام در مراكز علمی و دانشگاهی شهرت یافت.

وی سالیانی چند در حوزه علمیه، به درک محضر آیت‌الله العظمی بروجردی و دیگر بزرگان حوزوی توفیق یافت.

پس از آشنایی با دکتر محمد معین به حضور استاد علامه مرحوم دهخدا رسید و بعد از تشكیل سازمان لغت‌نامه دهخدا، معاونت سازمان را عهده درا شد.

« سال 1320 برای تحصیل علوم دینی و فقه و اصول راهی نجف می‌شود، اما بعد از هشت سال، بیماری ناگزیر او را به ایران بازمی‌گرداند. هر هفته باید خود را به پزشك نشان می‌داده، در نتیجه از رفتن به حوزه بازمی‌ماند. برای گذران زندگی و به‌ منظور ترجمه‌ی متون عربی، نزد دكتر سنجابی ـ وزیر فرهنگ وقت ـ می‌رود، اما به او اشتغال به تدریس پیشنهاد می‌شود. با ماهی 150 تومان در دبیرستان ابومسلم مشغول می‌شود و بعد كه به او می‌گویند با مدرك لیسانس حقوقش به 300 تومان خواهد رسید، بدون شركت در كلاس‌ها، لیسانس الهیاتش را با بهترین نمره‌ها می‌گیرد.

اما از توصیه‌های استاد این است كه: «سعی كنید امروزتان بهتر از دیروز باشد. از كاری كه برای اجتماع می‌كنید، انتظار پاداش نداشته باشید و تكیه‌تان بیش‌تر بر معنویات باشد»

سپس علامه دهخدا از سیدجعفر شهیدی دعوت به همكاری می‌كند و در نامه‌ای به دكتر آذر ـ وزیر فرهنگ وقت ـ می‌نویسد: «او اگرنه در نوع خود بی‌نظیر، ولی كم‌نظیر است». دهخدا در این نامه می‌خواهد كه به جای 22 ساعت، به او شش ساعت تدریس اختصاص دهند؛ تا بقیه‌ی وقتش را در لغت‌نامه‌ی دهخدا بگذارند. مدتی این‌گونه می‌گذرد، تا سال 1340 كه با مدرك دكتری به دانشگاه منتقل می‌شود. تدریس در دانشگاه تا سال‌های 45، 46 ادامه پیدا می‌كند، اما بعد با ناامنی دانشگاه، دانشجویان خود را به لغت‌نامه می‌برد؛ كه تا چندی پیش كه استاد با ناراحتی جسمی مواجه شد، پس از سال‌ها، هنوز هم دانشجویانش چهارشنبه‌ها به لغت‌نامه می‌رفتند، تا در محضر او كسب فیض كنند.

شهیدی اولین كتابش را در نجف در رد احمد كسروی می‌نویسد، هرچند بر خوب بودن كارهای تاریخی او ـ تاریخ آذربایجان، تاریخچه‌ی چپق و قلیان، مشعشیان و... ـ تأكید داشت. دیگر كتابش، سه جلد «جنایات تاریخ» توسط ساواك توقیف می‌شود، اما بعدها با گذشت دوره‌ی زمانی، بعضی مطالب انتقادی را چندان ضروری نمی‌بیند و آن‌ها را از چاپ بعدی حذف می‌كند.

نگاهی به آثار

از جمله آثار ماندگار استاد، ترجمه‌ی «نهج‌البلاغه»‌ی حضرت علی (ع) است. می‌گفت، هنوز دلش در نجف جا مانده است: «آن‌جا سایه‌ی امیرالمؤمنین (ع) بود، حالا هم درست است دست‌مان كوتاه است، ولی متوسلیم»

شهیدی كه در نگارش كتاب‌های تاریخی، نگاهی تحلیلی داشت، آثاری چون: شرح مثنوی، عرشیان، قیام حسین (ع)، زندگانی فاطمه زهرا (س)، زندگانی علی‌ بن الحسین (ع)، شیرزن كربلا، ابوذر غفاری، گزینه‌ای از سخنان امیرالمؤمنین علی (ع)، زندگانی امام صادق (ع)، از دیروز تا امروز (مجموعه مقاله‌ها و سفرنامه‌ها) و ترجمه‌هایی چون: براهین‌العجم، تاریخ‌ الاسلام التحلیلی، علی بلسان علی، شوره‌الحسین (ع)، حیات فاطمه (س)، حیاة‌الامام الصادق جعفر بن محمد (ع) و حیاة السیدة‌ فاطمه الزهرا (س) را در كارنامه‌ی خود دارد.

برخی گفته‌های استاد شهیدی

او كه همواره به تاریخ اسلام و زندگی ائمه‌ی اطهار (ع) توجه خاصی داشت، زمانی درباره‌ی وضعیت پرداختن به تاریخ، بویژه تاریخ اسلام در ایران به ایسنا گفته بود: «متأسفانه آن چیزی كه كم‌تر به آن اهمیت داده‌اند، تاریخ است و علت این است كه از ابتدا تاریخ را برای وقت‌گذرانی می‌خوانده‌اند»

او تأكید داشت: «وقتی در اروپا می‌خواهند تاریخ بنویسند، چند نفر به تاریخ یك قرن مشغول می‌شوند؛ ولی شرقی‌ها این‌گونه نیستند و تاریخ ما بیش‌تر شفاهی و نقلی است»

دكتر شهیدی با تأكید بر این‌كه تحلیل تاریخی هنوز در كشور ما جا نیفتاده است، خاطرنشان كرده بود: «اوایل انقلاب خواهش كردم گروهی برای تاریخ تشكیل شود، كه به نتیجه نرسید. حالا هم مورخان خوبی داریم؛ اما به تاریخ اسلام كم‌تر توجه می‌شود»

دكتر شهیدی با تأكید بر این‌كه تحلیل تاریخی هنوز در كشور ما جا نیفتاده است، خاطرنشان كرده بود: «اوایل انقلاب خواهش كردم گروهی برای تاریخ تشكیل شود، كه به نتیجه نرسید. حالا هم مورخان خوبی داریم؛ اما به تاریخ اسلام كم‌تر توجه می‌شود»

سیدجعفر شهیدی درباره‌ی وضعیت فلسفه نیز معتقد بود: «فلسفه‌ی ما تا ابن رشد خوب پیش رفته، اما از قرن پنج درجا زده است. بزرگ‌ترین فیلسوف ما می‌خواهد با چند كتاب در اتاقش تكلیف دنیا را روشن كند؛ اما این‌طور كه نمی‌شود»

او همچنین گفته بود: «آن‌چه برای مردم و كشور ما اهمیت دارد، این است كه دانشجویان ما در هر رشته‌ای كه هستند، در زمینه‌ی علم، امروزشان بهتر از دیروزشان باشد. دانشجویان ما از لحاظ هوش و استعداد چیزی كم ندارند، اما نمی‌دانم چطور است كه از 1400 سال پیش كه من اطلاع دارم، به سمت كارهای عملی و تجربی نرفته‌ایم و برخلاف پژوهش علمی از لحاظ پژوهش تجربی عقبیم»

این نویسنده و پژوهشگر با بیان این مثال كه ما همیشه در ورزش كشتی جلو هستیم، اما در فوتبال نه، متذكر شده بود: «كار دسته‌جمعی نیازمند گذشت و آزادی عمل است، كه ما هنوز عادت نكرده‌ایم دسته‌جمعی جلو برویم»

به نظر شهیدی، «ما به پژوهش عادت نداریم، آن‌چنان كه به دموكراسی، و این چاله و كمبود را دانشجویان باید پر كنند»

اما از توصیه‌های استاد این است كه: «سعی كنید امروزتان بهتر از دیروز باشد. از كاری كه برای اجتماع می‌كنید، انتظار پاداش نداشته باشید و تكیه‌تان بیش‌تر بر معنویات باشد»

علامه از تبار دانش و دوستی

شهیدی

علامه لفظ بزرگی بود، لفظی که به استادانی داده می‌شد که در چند حوزه صاحب نظر بودند، استادانی که مضاف بر علوم قدیم بر شیوه‌ها و نظریات علمی ‌جدید نیز احاطه داشتند و سید جعفر شهیدی آخرین نمونه این علامه‌ها بود. مردی که با مرگ او، طنین نام علامه هم از میان ما رفت. مردی که عشق به تعلم و آموختن در تمام طول عمر همراه او بود و ماند. عشقی که او را از کسب و کار جدا کرد و برای تحصیل علوم اسلامی ‌به نجف کشاند.

همین عشق بود که پس از بازگشت به ایران، او را با میز و نیمکت دانشگاه آشنا کرد و به دانشکده معقول و منقول (الهیات) برد تا علوم اسلامی ‌را این بار به شیوه جدید و آکادمیک بازخوانی کند. شاید برای ما عجیب باشد، مجتهدی مسلط بر فقه، اصول، تاریخ و زبان عربی، بار دیگر پا به دانشکده ادبیات گذاشت، این بار خواندن ادبیات را همپای دانشجویان دوره کارشناسی از سر گرفت و باز هم تا عالی‌ترین پایه دانشگاهی پیش رفت؛  اما برای مردی که تمام عمر را با عشق سیری ناپذیر به آموختن سپری کرد، این کار آنقدر اجتناب ناپذیر بود  که او در معرفی خود بگوید «درباره خودم فقط می‌توانم با قاطعیت بگویم که من طالب علم هستم، فقط همین ... »

دکتر شهیدی مدرک‌گرایی، دوره‌های زمان بندی شده برای هر درس و عدم وجود بحث و تحلیل در کلاس‌های دانشگاهی را از جمله مشکلات حاکم بر آموزش رشته‌های علوم انسانی می‌دانست و استفاده از برخی روش‌های تدریس حوزوی را به عنوان راهکار مناسب برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌کرد. بدون شک استفاده از نظرات علامه شهیدی، به عنوان عالمی‌که بر نظام آموزشی حوزه و دانشگاه احاطه کامل داشت، می‌توانست بسیاری از مشکلات  جدی دانشگاه‌های ما را حل کند.

فروتنی استاد مانند بسیاری دیگر ناشی از عجز یا ذلت نبود. تواضع استاد از روح بزرگ و دریای بیکران دانش او سرچشمه می‌گرفت. به همین دلیل بود که حتی مسائل قطعی و یقینی علم را همواره با الفاظی مثل «شاید» و «گمان می‌کنم» بیان می‌کرد. در بین شاگردان استاد معروف است که او هیچ گاه بدون مطالعه قبلی مبحث درسی، پا به کلاس نمی‌گذاشت. در عین حال، استاد در کمال فروتنی، هرگز حقیقت را فدای  مصلحت اندیشی و عافیت طلبی نکرد و همواره عقیده خود را به صراحت اظهار می‌کرد. در شورای تعیین آیین‌نامه دوره دکتری و فوق لیسانس شرکت نکرد و وقتی گزارشگر مجله کیهان فرهنگی، علت امتناع او را از شرکت در این جلسه جویا شد، استاد گفت :« به آنها  گفتم. چیزی را که به آن اعتقاد ندارم در آن دخالت نمی‌کنم.»  مخالفت با آیین‌نامه دوره دکتری و فوق لیسانس، گوشه‌ای از انتقادهایی بود که علامه شهیدی به نظام آموزشی دانشگاه‌های ایران داشت. او بارها به شیوه‌های آموزشی مرسوم شکل گرفته در دانشگاه‌ها، به خصوص در رشته‌های علوم انسانی انتقاد کرد و راهکارهای متعددی برای بهبود شیوه‌ها ارائه داد.

دکتر شهیدی مدرک‌گرایی، دوره‌های زمان بندی شده برای هر درس و عدم وجود بحث و تحلیل در کلاس‌های دانشگاهی را از جمله مشکلات حاکم بر آموزش رشته‌های علوم انسانی می‌دانست و استفاده از برخی روش‌های تدریس حوزوی را به عنوان راهکار مناسب برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌کرد. بدون شک استفاده از نظرات علامه شهیدی، به عنوان عالمی‌که بر نظام آموزشی حوزه و دانشگاه احاطه کامل داشت، می‌توانست بسیاری از مشکلات  جدی دانشگاه‌های ما را حل کند.

در سال‌های اخیر درباره وحدت حوزه و دانشگاه بسیار گفته اند. سمینارهای متعددی برگزار شده است. در هفته وحدت حوزه و دانشگاه هر ساله،  شاهد سخنرانی‌ها و اظهار نظرهای زیادی در زمینه ارتباط مستمر علمی ‌میان دانش آموختگان این دو نهاد هستیم، اما در عرصه عمل، هنوز هیچ یک از این دو نهاد آموزشی نتوانسته‌اند در جهت حل مشکلات یکدیگر کاری از پیش ببرند.

فروتنی استاد مانند بسیاری دیگر ناشی از عجز یا ذلت نبود. تواضع استاد از روح بزرگ و دریای بیکران دانش او سرچشمه می‌گرفت. به همین دلیل بود که حتی مسائل قطعی و یقینی علم را همواره با الفاظی مثل «شاید» و «گمان می‌کنم» بیان می‌کرد

شاید به همین دلیل است که می‌توانیم استاد شهیدی را آخرین حلقه اتصال واقعی میان حوزه و دانشگاه بدانیم. آخرین کسی که به ظرایف و ظرفیت‌های هر دو حوزه، آگاهی کامل داشت و به وحدت عملی حوزه و دانشگاه، در عین حفظ استقلال هریک می‌اندیشید.

امروز، درگذشت علامه سید جعفر شهیدی، فقدان بزرگی است برای حوزه و دانشگاه. نبود او این سوال را به ذهن می‌آورد که جامعه علمی ‌ایران چقدر باید منتظر بماند تا شهیدی و شهیدی‌ها دوباره تکرار شوند و آیا اصلا ممکن است که بزرگی و بزرگواری چون شهیدی دوباره تکرار شود ؟ و یا نه! تکرار شهیدی، خود شهیدی بود.

معرفی کتاب

شهیدی

(نامه شهیدی، به اهتمام علی اصغر محمدخانی، تهران. طرح نو، 1374، 885 ص)

 

نامه شهیدی را نشر طرح نو با همکاری معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرده است. این یادنامه در واقع به منظور بزرگداشت مقام علمی و فرهنگی دکتر شهیدی تدوین و منتشر شده است.

دکتر سید جعفر شهیدی از جمله صاحبنظران در زبان و ادب فارسی و تاریخ اسلام و سیره رسول اکرم(ص) است و علاوه بر این نزدیک به سه دهه سرپرستی لغت نامه دهخدا را برعهده داشته و در کنار این مسوولیت عظیم علمی و فرهنگی، در زمینه تالیف و تصحیح متون و ترجمه، آثار ماندگاری به یادگار گذاشته است.

نامه شهیدی مشتمل بر سه بخش است: بخش اول در 138 صفحه و شامل هشت مقاله در باب ذکر و یاد استاد است. در این بخش حسن احمدی گیوی، ایرج افشار، بهاءالدین خرمشاهی، غلامرضا ستوده، ضیاءالدین سجادی، سیدعلی محمد سجادی، مهدی ماحوزی و جان هوین ین مقالاتی درباره زوایای مختلف زندگی، شیوه تدریس و تحقیق استاد ارائه داده اند. علاوه بر مقاله های فوق، سالشمار زندگی و فهرست آثار دکتر شهیدی که در این بخش آمده است موجبات آشنایی جامع خواننده را با آثار وی فراهم می آورد. در ضمن در این بخش مصاحبه دکتر جعفر شهیدی در مجله کیهان فرهنگی نیز آمده است که در این مصاحبه دکتر شهیدی آرای خود را درباره مسائل فرهنگی و مشکلات نظام دانشگاهی ابراز کرده است.

مقالات بخش دوم درباره زبان و ادبیات فارسی است. در این بخش 28 مقاله از بیست و هشت نویسنده و محقق ارائه شده است. عناوین پاره ای از مقالات را می آوریم: «تاویل در شعر ناصرخسرو» تاجماه آصفی مهدوی؛ «گمشده لب دریا»، تقی پورنامداریان؛ «مولانا در پیشگاه مقام رسالت»، محمد خوانساری؛ «دبیرستان»، عباس زریاب خویی؛ «از قصه های مثنوی» عبدالحسین زرین کوب؛ «تاویل در مثنوی»، عبدالکریم سروش؛ «دستور زبان عرفان یا عرفان دستور زبان»، محمدرضا شفیعی کدکنی؛ «گفتگوی اقبال و حافظ» فتح الله مجتبایی؛ «حلیه رسول الله»، عارف نوشاهیق.

بخش سوم کتاب به مقالاتی درباره تاریخ و فرهنگ اسلامی اختصاص یافته است. در این بخش جمعاً 12 مقاله ارائه شده است که در آن نویسندگان به امّهات مسائل تاریخ و فرهنگ اسلامی پرداخته اند.

معرفی کتاب

شهیدی

« از دیروز تا امروز (مجموعه مقاله ها و سفرنامه ها)، دکتر سید جعفر شهیدی، تهران، نشر قطره، 1372»

از دیروز تا امروز مجموعه ای است مشتمل بر مقاله هایی که دکتر سید جعفر شهیدی در سه دهه اخیر نوشته و در نشریه های گوناگون ادبی و فرهنگی چاپ و منتشر شده است.

مقالات کتاب حاضر در سه بخش تنظیم شده است:

بخش اول حاوی سی مقاله در باب تاریخ و فرهنگ اسلامی است و شامل مقاله هایی چون «تفسیر، تفسیر به رای، تاریخ و حدود استفاده از آن»؛ «تفسیر المیزان و جایگاه آن در میان تفسیرهای قرآن»؛ «قرآن صامت از زبان قرآن ناطق» و «صفات شیعیان علی».

سی مقاله بخش دوم درباره زبان و ادبیات است.

 بخش سوم به سفرنامه های دکتر شهیدی اختصاص دارد که خواننده ضمن مطالعه سفرنامه ها با اشاره های کوتاه نویسنده به نوعی با قصه ها و افسانه ها و با گستره فرهنگ شفاهی و اعتقادات عامه روبرو می شود.

از دیروز تا امروز شامل دریافتها و به عبارتی کارنامه فکری و تعلقات ذهنی و روحی دکتر شهیدی در سه دهه اخیر است. با در نظر گرفتن موضوعاتی که در این مجموعه در باب تاریخ و فرهنگ اسلامی و زبان و ادبیات گردآوری شده است، خواننده علاوه بر اینکه اطلاعات در خور توجهی در موضوعات فوق می یابد به سهولت در مسیر تحول نثر استاد قرار می گیرد.

یک کتاب در یک مقاله

شهیدی

(پس از پنجاه سال، پژوهشى تازه پیرامون قیام امام حسین(ع) اثر دکتر سید جعفر شهیدی)

کتاب “پس از پنجاه سال، پژوهشى تازه پیرامون قیام امام حسین(ع)“ از پژوهشگر نامدار تاریخ اسلام، استاد دکتر سیدجعفر شهیدى که نخستین بار در سال 1358 توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامى و همچنین انتشارات امیرکبیر منتشر شده، بى‌گمان یکى از معدود کتابهاى ممتاز و در خور توجهى است که در ده‌هاى اخیر درباره‌قیام امام حسین(ع) نگاشته شده است. گفتنى است این کتاب بالغ بر 30 بار تجدید چاپ شده است که خود حکایت از پر اهمیت بودن این منبع مهم درباره قیام سیدالشهدا در نزد مخاطبان مى‌کند.

این کتاب به رغم حجمى نسبتا کم (216 صفحه قطع رقعی)، در نوع خود اثرى پر نکته است و مطالب نغزى و پرفایده‌اى را در بر دارد، به گونه‌اى که در طى 30 فصل، مرورى خواندنى بر تاریخ، از ما قبل از اسلام تا پس از قیام عاشورا دارد که در نوع خود ستودنى و ارزشمند است. اما شاید مهمترین امتیاز کتاب، علاوه بر نثر زیبا و سلیس و روان و آسان یاب آن، تحلیلى و نقادانه بودن آن باشد و آنگاه تا حدودى نو و ابتکارى بودن برخى از نکات تحلیلى آن که عنوان کتاب اشاره به این مطلب نیز دارد. درباره ویژگى‌ نخست این کتاب - یعنى تحلیلى و نقادانه بودن - آن باید گفت که غالب کتابهایى که در زمینه‌ تاریخ و خصوصا تاریخ اسلام و ائمه معصومین نگاشته مى‌شود، روشى توصیفى و گزارشى دارند و به عبارت دیگر جنبه حکایت‌گرى دارد که این مرحله، نازلترین جنبه تحقیق در حوزه تاریخ و مابقى دانش‌هاست. در تحقیق علاوه بر این مرحله - توصیف یا گزارش - مراحل بالاتر و مهمترى وجود دارد که عبارتند از تحلیلى و تبیین دقیق موضوع یا مسئله و در نهایت نگاه نقدى یا نقادانه داشتن به آن موضوع است که اگر تحقیق این مراحل، خصوصا دو مرحله آخر را دارا باشد مى‌توان گفت که تحقیقى شایسته و سودمند است. حال باتوجه به این مقدمه کوتاه و مختصر باید گفت که کتاب “پس از پنجاه سال پژوهشى تازه پیرامون قیام امام حسین(ع)“ اثر دکتر سید جعفر شهیدى مورخ برجسته اسلام، در بردارنده این ویژگى‌هاى تحقیقى است.

نویسنده در 12 فصل آغازین و تقریبا نیمه اول کتاب به بیان اهمیت و ضرورت بررسى عمیقانه و دقیق‌تر قیام عاشورا پرداخته و در این راستا پرسش‌هاى دیگر هم مطرح کرده است و مرورى بر حوادث نیم قرن اول هجرى با اشاره به وقایع قبل از اسلام نموده است. سپس در فصل 13 خود به جمع‌بندى و تلخیص مطالب قبلى پرداخته است که نتیجه 12 فصل قبلى بدین شرح است

دیگر امتیاز این کتاب ارزشمند این است که نویسنده دانشمند این اثر، باوجود اشراف و اطلاع گسترده از وقایع و منابع تاریخى و اشراف به موضوع، کمتر به تاریخ‌نگارى و وقایع‌نویسى پرداخته و بیشتر کوشیده است با تاریخ‌نگارى و از منظرى کم و بیش جامعه‌شناسانه و با رویکردى تازه به این پرسش مهم و محورى کتاب - که به عنوان کتاب هم گویاى آن است - پاسخ دهد: چه شد و چرا و چگونه بود که پس از پنجاه سال از رحلت پیامبر(ص) جمع کثیرى از امت او به فرمان حکومت منسوب به او، آن هم توسط مردم کوفه که از مراکز اصلى شیعیان بود، نواده‌ محبوب و ممتاز پیامبر را که خودشان مصرانه و مشتاقانه دعوت کرده بودند با آن طرز فجیع کشتند و با خانواده و یاران با تقواى او که برخى از آنان از اصحاب پیامبر(ص) هم بودند چنان رفتار وحشیانه‌اى کردند که کمتر از وحشیگرى‌هاى عصر جاهلیت نبود؟

بى‌گمان تلاش تحلیلگرایانه استاد شهیدى در پاسخ به سوال مذکور در خور تقدیر و توجه است و یا صرف‌نظر از برخى تکرارها و کاستى‌ها حاوى نکاتى تامل برانگیز و تازه بوده است و این از مزایاى اصلى کتاب است. همان طور که پیشتر بیان کردیم استقبال گسترده از کتاب نیز که تاکنون (1385) سى و دو بار چاپ آن را در ده‌ها هزار نسخه موجب شده است، علاوه بر آن که گویاى کمبود و نیاز در عرصه این‌گونه آثار تحلیلى است، نشانه دیگر از اهمیت و اثرگذارى آن است. خلاصه کتاب مزبور هم از سوى ناشر اصلى (دفتر نشر فرهنگ اسلامی) و هم توسط نشر “همراه” در تیراژى وسیع چاپ شده و اصل کتاب به عربى و گویا به ترکى هم ترجمه شده است.

در “کتاب شناسى تاریخ امام حسین(ع)“ نیز که مولف آن عهده‌دار معرفى کتاب‌هاى مهم و اثر گذار درباره آن حضرت بوده، اثر دکتر شهیدى را با ردیف 64، جز صد کتاب برتر که در طول تاریخ اسلامى (به عربى یا فارسی) در این باره نوشته‌اند برشمرده است. اینها همه نشانگر آن است که کتاب مورد بحث، ارزش بررسى دقیق‌تر و بازخوانى جدى‌تر و عمیق‌تر را دارد، بویژه که تاکنون شاهد معرفى و بررسى مبسوطى درباره آن نبوده‌ایم و پس از چاپ‌هاى مکرر هیچ تجدید نظرى هم در آن صورت نگرفته است. اخیرا معرفى مبسوط این کتاب همراه با نقدى بر آن در کتابى با عنوان “سیرى در سلوک حسینی” توسط همین” پژوهشکده فرهنگ و معارف” چاپ و منتشر شده است. اما پیش از ارائه نمونه‌اى از مطالب کتاب، بهتر است خلاصه‌ پاسخ استاد را به سوال محورى کتاب یادآور شویم که مجموع آن پرسش و این پاسخ، خود به تنهایى چکیده محتوا و پیام کتاب تواند بود. استاد شهیدى در پاسخ به پرسش مذکور چنانکه مرسوم است به ریشه‌یابى قیام و حوادث منجر به آن پرداخته و براى این ریشه‌یابى به تحولات و حوادث‌ ده‌ها سال پیش از آن و حتى پیش از اسلام توجه کرده و بخش عمده‌اى از کتاب را به شرح آسیب‌شناسى اجتماعى مسلمانان نیم قرن اول اسلام اختصاص داده و عوامل انحطاط و انحراف جامعه را برعهده کشمکش‌هاى دیرین تیره‌ها و قبایل مهم عرب همچون قریش و به ویژه اعراب عدنانى و قحطانى نهاده و کینه‌توزى‌ها و خونخواهى‌هاى جاهلانه و ریشه‌دار آنها بر سر کسب قدرت، مال اندوزى و امتیازات دنیوى را عامل اصل تجدید حیات جاهلیت و دورى از اسلام و در نتیجه ارتکاب جنایات فجیع عاشورا و پس از آن دانسته است.

نویسنده در 12 فصل آغازین و تقریباً نیمه اول کتاب به بیان اهمیت و ضرورت بررسى عمیقانه و دقیق‌تر قیام عاشورا پرداخته و در این راستا پرسش‌هاى دیگر هم مطرح کرده است و مرورى بر حوادث نیم قرن اول هجرى با اشاره به وقایع قبل از اسلام نموده است. سپس در فصل 13 خود به جمع‌بندى و تلخیص مطالب قبلى پرداخته است که نتیجه 12 فصل قبلى بدین شرح است: 1- اکثریت قریب به اتفاق نسلى مسلمان که آن روزها در شبه جزیره عربستان زندگى مى‌کردند، در پایان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش یافته و در آغاز حکومت معاویه وارد اجتماع شده بودند. 2- پنجاه ساله‌هاى این نسل پیغمبر را ندیده بودند و شصت ساله‌ها هنگام مرگ وى ده ساله بودند از آنان که پیغمبر را دیده و صحبت‌ او را دریافته بودند، چند تنى باقى بود که در کوفه، مدینه، مکه و یا دمشق به سر مى‌بردند. مردمانى هفتاد ساله یا هفتاد و اند ساله که ترجیح مى‌دادند، پیش از آنکه به فکر پرداختن به کارهاى زندگى باشند آماده بستن بار سفر آخرت و پذیرایى مرگ باشند. 3- اکثریت مردم بخصوص طبقه‌ جوان که چرخ فعالیت اجتماع را به حرکت درمى‌آورد یعنى آنان که سال عمرشان بین بیست و پنج تا سى و پنج بود آنچه از نظام اسلامى پیش چشم داشتند و در آن به سر مى‌بردند، حکومتى بود که مغیره ابن شعبه، سعید ابن عاص، ولید، عمرو ابن سعید و دیگر اشراف‌زاده‌هاى قریش اداره مى‌کردند، مردمانى فاسق، ستمکار، مال‌اندوز، تجمل دوست و از همه بدتر نژادپرست.

این نسل تا خود و محیط خود را شناخته بود، حاکمان بى‌رحمى برخود مى‌دید که هر مخالفى را مى‌کشت و یا به زندان مى‌افکند. اعتراض کننده را گرفتن، تبعید کردن، به زندان افکندن و کشتن براى آنان کارى پیش پا افتاده و سیرتى رایج بود که نظام جارى مملکت بر آن صحه مى‌گذاشت.

4- آن دسته از مسلمانان که سختگیرى عصر عمر را دیده، و از بیم بازخواست او مجبور بودند ظاهر کار را حفظ کنند، با برخوردارى مالى که در دوره بعد نصیب آنان شد، براى خود زندگى آسوده‌اى آماده کرده بودند، تا در روزگار پیرى و ناتوانى از آن بهره‌مند شوند، و چون نمى‌خواستند آسایش خود را به هم بزنند هر حادثه‌اى که پیش مى‌آمد - هر چند مخالف ظاهر دین بود - براى آن تاویلى و یا محملى درست مى‌کردند تا از سرزنش وجدان در امان باشند. به خود مى‌گفتند باید با جماعت مسلمان بود. نباید تفرقه‌ افکند. نباید با زمامدارى که حفظ بیضه اسلام را به عهده دارد در افتاد.

5- آشنایى مردم این سرزمین با طرز تفکر همسایگان و راه یافتن بحثهاى فلسفى در حلقه‌هاى مسجدها راه را براى گریز این دسته از مسئولیتهاى دینى فراخ‌تر مى‌کرد. چنان که در دوره دوم حکومت اموى در نتیجه یافتن گریز گاه‌هاى کلامى بود که دسته‌اى به نام “مرجئه” پدید شد و تا آنجا پیش رفت که براى مرتکبان گناه‌هاى بزرگ نیز مامنى یافت.

6- هر اندازه مسلمانان از عصر پیغمبر دور مى‌شدند، خوى‌ها و خصلت‌هاى مسلمانى را بیشتر فراموش مى‌کردند و سیرتهاى عصر جاهلى به تدریج بین آنان زنده مى‌شد: برترى فروشى نژادی،‌ گذشته خود را فرایاد رقیبان خود آوردن، روى در روى ایستادن تیره‌ها و قبیله‌ها به خاطر تعصب‌هاى نژادى و کینه‌کشى از یکدیگر.

7- آنچه آن را روح شریعت اسلامى مى‌خوانیم - پرهیزگارى و عدالت - در اجتماع دیده نمى‌شد. از احکام اجتماعى دین تنها جمعه و جماعت  - ‌آن هم به صورت تشریفاتى - رونقى داشت. گاهى همین صورت تشریفاتى هم به بدعت و بلکه فسق مى‌گرایید. ولید برادر مادرى عثمان که از جانب وى حاکم کوفه بود بامداد مست به مسجد رفت و نماز صبح را سه رکعت خواند، سپس به مردم گفت اگر مى‌خواهید رکعتى چند اضافه کنم.

دکتر طه حسین در کتاب خود کوشیده است که این واقعه را داستانى بى‌اساس جلوه دهد، حتى شعرهایى را که به حطیئه نسبت داده‌اند:

روزى که حطیئه پروردگار خود را ملاقات کند

گواهى خواهد داد که ولید به عذرآوردن سزاوار است

چه او مى‌خواست به مردم خیرى برساند!

و اگر مى‌پذیرفتند بین شفع و وتر جمع مى‌کردی

آنان زمام تو را نگاه داشتند

و اگر تو را رها کرده بودند پیوسته مى‌تاختی

از آن دیگرى دانسته‌، بدان دلیل که: “اگر ولید نماز را افزوده بود، مسلمانان کوفه که اصحاب پیغمبر و قرا و صلحا در میان آنان بودند، متابعت وى را نمى‌کردند ...” این دلیل بسیار ضعیف مى‌نماید. چه اولا صلحا و قرا کوفه،‌ از آغاز ظهور بدعت خود را کنار کشیده بودند، ثانیا بر سر همین کار بود که عثمان بر او حد جارى کرد.

به هرحال این حادثه در پایان خلافت عثمان است. و چون یک ربع قرن سقوط را بر آن بیفزاییم، خواهیم دانست که در پایان پنجاه سال اجتماع مسلمانان چه حالتى داشته است.

8- در دوره پیغمبر و ابوبکر و عمر و عثمان، میدان جنگ در قلمرو کافران و در سرزمینهاى غیرعربى بود و عرب علاوه بر آنکه با غیرعرب مى‌جنگید، با کافران پیکار مى‌کرد،‌ اما چنانکه نوشتیم در جنگهاى جمل، صفین و نهروان مسلمانان روى در روى ایستادند و یکدیگر را کشتند در نتیجه از نظر عده‌اى که ایمانى ضعیف داشتند، جهاد اسلامى رنگ جنگهاى “ایام عرب” را به خود گرفت و خونخواهى جاهلى که محمد(ص) در حجت‌الوداع آن را زیر پا گذاشت، از نو زنده گشت.

9- از سرزمینهاى اسلامی، شام دربست طرفدار خاندان امیه بود، مکه و مدینه نسبت به قیام حسین(ع) عکس‌العمل قابل‌توجهى از خود نشان نداد. تنها عراق آن هم کوفه بود که برپا خاست.

شاید مهمترین امتیاز کتاب، علاوه بر نثر زیبا و سلیس و روان و آسان یاب آن، تحلیلى و نقادانه بودن آن باشد و آنگاه تا حدودى نو و ابتکارى بودن برخى از نکات تحلیلى آن که عنوان کتاب اشاره به این مطلب نیز دارد.

10- هر چند گروهى از مردم عراق به خاطر عرق دینى و حمیت اسلام طلاب برگشت حکومت عادلانه و تجدید سنت عصر پیغمبر بودند، اما سران قبیله‌ها و اشراف که سر رشته کارها به دست آنان بود، تا این درجه حسن‌نیت نداشتند. چنانکه بارها گفتیم آنها مى‌خواستند عراق پیروز شود تا کینه خود را از شام بگیرند. اما حساب آن را نکرده بودند، که شام برابر چنین جسارتى و جراتى چه عکس‌العملى نشان مى‌دهد. همین که دیدند شام با فرستادن پسر زیاد، مراقب اوضاع عراق است، جهت خود را تغییر دادند و اطاعت یزید را بر طاعت پسر پیغمبر مقدم شمردند. از فصل 14 که با مرگ معاویه در سال 60 هجرى شروع مى‌‌شود تا پایان کتاب در حقیقت بخش دوم محسوب مى‌شود که مدت زمان کمترى را فرا مى‌گیرد و از این رو با تفصیل بیشتر و تحلیل کمتر به حوادث نزدیک به قیام عاشورا تا اندکى پس از آن و روى کار آمدن حجاج در عراق پرداخته است.

مشخصات کتاب به قرار زیر است:

شهیدی، سید جعفر (1382)، پس از پنجاه سال پژوهشى تازه پیرامون قیام امام حسین(ع)، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سى و دوم

کارنامه دکتر شهیدی

شهیدی

تالیفات :

مهدویت در اسلام ؛ 1324

جنایات تاریخ، جلد اول و دوم، تهران، شهریور 1327

جنایات تاریخ، جلد سوم، دفتر نامة فروغ علم، تهران 1329

چراغ روشن در دنیای تاریك ( یا زندگانی امام سجاد) تهران، كتابفروشی و چاپخانه محمد حسن علمی 1335

در راه خانه خدا، دانش نو، تهران 1356

پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین علیه السلام، چاپ اول، امیر كبیر 1358، چاپ شانزدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1372

شرح لغات و مشكلات دیوان انوری، چاپ اول انجمن آثار ملی 1358، چاپ دوم انتشارات علمی و فرهنگی 1364

تاریخ تحلیلی اسلام، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران، مركز نشر دانشگاهی 1362

زندگانی حضرت فاطمه (ع)، چاپ اول تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1360، چاپ هجدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1373

آشنایی با زندگانی امام صادق(ع)، جامعة الامام الصادق، تهران 1362

زندگانی علی بن الحسین (ع)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1365، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1372

ستایش و سوگ امام هشتم در شعر فارسی؛ 1365

عرشیان، نشر مشعر، قم 1371

شرح مثنوی شریف، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، جلد چهارم (دنبالة كار 3 جلد مرحوم فروزانفر) و جزء 5 و 6 (دفتر دوم)، شرح مثنوی دفتر سوم

از دیروز تا امروز، مجموعة مقاله ها، به كوشش هرمز ریاحی و شكوفه شهیدی، تهران، انتشارات قطره 1373

علی از زبان علی، شرح زندگانی امیرمؤمنان، تهران، دفتر نشر ؛ 1376

شرح مثنوی دفتر چهارم، پنجم و ششم ؛ 1374 تا 1380

تصحیح:

تصحیح آتشكده آذر اثر لطفعلی بیك آذر بیگدلی، مقدمه،فهرست و تعلیقات سید جعفر شهیدی، مؤسسه نشر كتاب 1337

تصحیح دره نادره اثر میرزا مهدیخان استرآبادی، چاپ اول، انجمن آثار ملی 1341، چاپ دوم انتشارات علمی و فرهنگی 1366

براهین العجم، اثر محمد تقی سپهر، حواشی و تعلیقات سید جعفر شهیدی، دانشگاه تهران 1351

ترجمه :

ابوذر غفاری نخستین انقلابی اسلام، بی نا 1320، چاپ سوم، نشر سایه 1370

شیر زن كربلا اثر بنت الشاطی، بروجرد 1332

انقلاب بزرگ اثر دكتر طه حسین، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علی اكبر علمی 1336

ترجمه نهج البلاغه، تهران چاپ اول، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی 1368، چاپ ششم 1373

مجموعه‌ها:

محمد خاتم پیامبران، مقاله از ولادت تا بعثت، ج اول، از بعثت تا هجرت،ج دوم، حسینیه ارشاد 1347

علامه امینی، با همكاری محمدرضا حكیمی 1351

محیط ادب، مجموعه سی گفتار به پاس پنجاه سال تحقیقات و مطالعات سیدمحمد محیط طباطبایی، با همكاری حبیب یغمایی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی و ایرج افشار، تهران، مجله یغما 1357

سمت‌های علمی و اجرایی:

معاون مؤسسه لغت نامه دهخدا 1342

رئیس مؤسسه لغت نامه دهخدا

رئیس مركز بین المللی آموزش زبان فارسی 1368

همكاری با محمد معین در تهیه فرهنگ فارسی معین 1346

سخنرانی ها:

شركت و سخنرانی در كنفرانس شیعه در دانشگاه تمپل، فیلادلفیا ؛ 1368

ایراد سخنرانی در دانشگاه بغداد و دانشگاه موصل 1357

سفر به الجزیره (ایراد سخنرانی) 1351

سفر به مصر و شركت در كنفرانس اسلامی قاهره با ایراد سخنرانی 1349

سفر به اردن به دعوت دانشگاه عُمان (ایراد سخنرانی)

آثاری كه به زبان‌های بیگانه ترجمه شده‌اند :

كتاب پس از پنجاه سال (قیام حسین) به زبان های عربی، انگلیسی، تركی استانبولی، تركی آذربایجانی، ژاپنی، اردو

كتاب زندگانی حضرت فاطمه به زبان تركی استانبولی، عربی

تاریخ تحلیلی اسلام به زبان های عربی، یونانی

كسب افتخارات:

دریافت استادی افتخاری از دانشگاه پكن 1373

ریاست افتخاری انجمن بین المللی استادان زبان و ادبیات فارسی

استاد ممتاز از دانشگاه تهران

دریافت نشان درجه یك علمی از ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 1374

كتاب هایی كه به دریافت جایزه نایل شده اند و به عنوان كتاب سال شناخته شده اند :

دُرّه نادره، سال 1341

زندگانی فاطمه زهرا، 1362

نهج البلاغه، بهمن سال 1369

شرح مثنوی(جشنواره خوارزمی)، 1380